X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مومو

روزی روزگاری...

روزی روزگاری یک مومو بود که کوچک بود و چون کوچک بود کودک هم بود ... 

نمی دانم کودکی شما چطور گذشته است؟ من کودکی خوبی داشتم ...اینقدر خوب بودم که گاهی خودم هم باورم نمی شود!!! 

اما... 

یک روز از همان روز های کودکی...زلزله آمد! چیزی نشد خانه ی مان سالم بود ...همسایه هایمان هم سالم بودند...اما در شهر های دیگر خیلی ها جانشان خانه هایشان و عزیزانشان را از دست دادند! 

پدرم آن روزها خانه نبود...برای کمک به آوارگان دو ماهی خانه نبود ... در شهر های زلزله زده به زلزله زده ها کمک می کرد! کمک چندانی نمی شود کرد به زلزله زده ها... کسی نمی تواند قلب های ویران شده را به راحتی درمان کند ... اما تا جایی که می توانست به هر حال کمک می کرد! 

من کوچک بودم و کاری از من ساخته نبود...گاهی برای بچه های تنهای باز مانده از زلزله نامه می نوشتم و دفتر ها و کتاب های داستانم را به پدرم می دادم تا برایشان هدیه ببرد ... 

برای من از آن روز ها خاطره ای باقی ماند و عادتی که تا سالها و تا همین اواخر ادامه داشت !عادتی که مدتی است ترکش کرده ام.  

هر شب قیل از خواب دعا می کردم! 

دعا می کردم که زیر آوار نمیریم... 

ترسناک بود. 

هر شب انگار واقعا در قلب من زلزله می آمد و من از قهر خدا می ترسیدم...  

اما این عادت ترسناک یک خوبی هم داشت ... اینکه به هر حال هر شب یاد خدا می افتادم!! 

مدتیست که این عادت را ترک کرده ام... دروغ چرا؟ زیاد اهل عبادت نیستم و با نماز خواندن چندان میانه ی خوبی ندارم ...اما خیلی وقت ها یاد خدا می افتادم... 

اما این روز ها انگار طور دیگری شده ام! 

بزرگ شده ام و چون بزرگ شده ام دیگر کودک نیستم... انگار کمتر یاد خدا می افتم...خوشحال نیستم از این بابت . 

شاید به همین خاطر اینقدر احساس تنهایی می کنم...  

شاید!

تاریخ ارسال: دوشنبه 22 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 11:08 ب.ظ | نویسنده: مومو | چاپ مطلب
نظرات (9)
دوشنبه 22 آذر‌ماه سال 1389 11:17 ب.ظ
من
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یا شایدم خدا تورو یادش رفته! ماشالا اونقدر آدم درست کرده که اصلن وقت نمیکنه بهشون رسیدگی کنه
پاسخ:
والله در آخرین جلسه ای که در طی یک خلوت زاهدانه با ایشان داشتم به نظر نمی رسید خیلی هم یادشان رفته باشد!
احتمالا کاسه ی ما را می شکنند تا لیلی مسلکی ما را بسنجند!!
سه‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1389 12:25 ق.ظ
سرو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زیر آوار موندن وحشتناک است
پاسخ:
می دانم که هست!!و هنوز هم می ترسم زیرش بمانم!!!!!!
سه‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1389 12:01 ب.ظ
امیر علماء
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مطمئنی بزرگ شده ای و دیگر کودک نیستی؟
پاسخ:
الان که شما می گی...یه کم دقت کردم!!! نه.... شایدم باشم!
چهارشنبه 24 آذر‌ماه سال 1389 12:53 ق.ظ
کرگدن دل نازک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این پیشول ها همه شون بی وفا هستن!
باید بریم سراغ "سگ"ها!!!
پاسخ:
آره بو خودا!!!
سگ ها هم گاز می گیرند...خودمان با خودمان سرخوش باشیم بهتر می باشد!
چهارشنبه 24 آذر‌ماه سال 1389 01:28 ق.ظ
کرگدن دل نازک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ذاتا جغد که باشی دیگر اجری ندارد این شب زنده داری ها!!
چهارشنبه 24 آذر‌ماه سال 1389 01:30 ق.ظ
کرگدن دل نازک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جالبه ! اون بالا نوشتی گوش هایی برای شنیدن؛ منو یاد وبلاگ دیگرم انداخت "حرف هایی برای نگفتن"! فکر کنم گوش هایی برای نشنیدن بخواد ولی این حرف هایی برای نگفتن!!!
http://zzeus.blogfa.com
چهارشنبه 24 آذر‌ماه سال 1389 02:45 ب.ظ
دختری که حرفهایش را نمبخورد (پری)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واقعا زیبااااااااااااااااااااااااا مینوسی . بهم سر بزن
دوست خوبی شادی واسه هم بشیم . من لینکت میکنم
پاسخ:
مرسی...می تو! متصل گشتیم به شما!
چهارشنبه 24 آذر‌ماه سال 1389 06:05 ب.ظ
بهاره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چرا اینجوریه؟ منم خیلی وقتها دعا می خوندم و خودم و خونوادم رو کلهم اجمعین می سپاردم دست خدا و پشت بندشم یه اشهد مشتی می خوندم که اگه یه وقت تو خواب مردم، مسلمون از دنیا رفته باشم و خدا یه عالمه از گناهانم رو بخشیده باشه؛ ولی راستش رو بخواهی الان کارم به جایی رسیده که روز تاسوعایی، هدفون تو گوشمه و بدون هیچگونه عذاب وجدانی دارم سلکشن آهنگای شاد گوگوش رو گوش میکنم و عین خیالمم نیست... ولی اعتراف می کنم هروقت دلم براش تنگ بشه؛ صداش می کنم و او خودش میدونه من همیشه به یادش هستم هرچند که نماز نمی خونم
پاسخ:
ما هم یک جور هایی همین است سروسامانمان فعلا!!
انگار... به نظر می آید. که... مثل اینکه.... از معنویتمان کم شده باشد... شاید هم نشده باشد نمی دانیم! اما حتما یک چیزی شده است! شاید هم شبها اینقدر خسته ایم که کار به و دعا و این چیز ها نمی رسد و بی هوشی ما را مسخ می کند!
سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1389 06:19 ب.ظ
دلقک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حس جالبی داد...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد