X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مومو

شوریدگی...

عجب!

         

        شوریدگی این است؟!

        "درد" ی کز تو برخیزد..

         میان روح بنشیند

         خیال مرگ انگیزد...

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 9 دی‌ماه سال 1389 ساعت 06:21 ب.ظ | نویسنده: مومو | چاپ مطلب
نظرات (6)
پنج‌شنبه 9 دی‌ماه سال 1389 11:36 ب.ظ
امیر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نه استاد
حالیست اندر میان حال ها
دیدن و نادیده کردن احوال ها
با همه بودن ولی در حال خود
بی خود از خویش در افلاک ها
پاسخ:
باریکلا...
خوب گفتی
وزن و قافیه رو ولش!
پیغام و بچسب!
جمعه 10 دی‌ماه سال 1389 12:03 ق.ظ
پاییز بلند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

سخت می‌گردد جهان بر مردمان سختکوش



وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک

زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش



با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام

نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش



تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

(حظرت حافظ)
جمعه 10 دی‌ماه سال 1389 10:12 ق.ظ
امیر علماء
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من که چیزی نفهمیدم :دی
پاسخ:
پس موفق بودم تو انتقال مفهوم!!!!!!! چون منم چیزی نفهمیدم...
جمعه 10 دی‌ماه سال 1389 11:19 ق.ظ
بازیگوش
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کار خودته مومو جان این؟
به هر حال شوریدگی و خیال مرگ...نه برای من این جوری نیس
پاسخ:
ای.......... کار خودمه!

بعد از اینکه گفتمش دیدم برای منم اینجوری نیست!
اما گفته بودمش

بعد هر کاری کردم درس شه نشد... اگه می شه کاملش کنید!
جمعه 10 دی‌ماه سال 1389 09:23 ب.ظ
هانیه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای مومو!!!
پاسخ:
ای جاااانم! وای شما بر سر ما باد!
چه شده است؟
شنبه 11 دی‌ماه سال 1389 08:27 ب.ظ
هانیه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
گفتم وای واسه اینکه از شما بعید بود از مرگ بنویسی!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد