X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مومو

دعوا ...دعوا ...سر مربا!

عصبانیم!

ناراحتم!

حس می کنم که ...

اه ولش کنین!

می دونین چیه؟

با یه استادی صحبت کردم و از فکرام برا دانشجو ها گفتم! از اینکه چه جوری می شه علاقه مند ترشون کرد؟

چه جوری می شه با همین امکانات کم دانشکده کشیدشون کلاس... زندگی کرد و درس خوند!

چه جوری می شه بازده کلاسا رو بالا برد!


می دونین چی می گه؟

می گه بقیه استادا باهات دشمن می شن...

تازه کاری نمی دونی... می رن زیرآبتو می زنن! یه جوری که نمی فهمی از کجا خوردی...می دونین؟

راس می گفت...

یه حسی بهم می گه که این دانشگاه چندان هم جای من نیست... گاهی نگاه سنگین استادا رو تو اتاق اساتید حس می کنم...وقتی دانشجو ها میان میریزن سرم وقتی تا سر خیابون اصلی دنبالم میان و تا سوار ماشین بشم راجع به همه چی باهام حرف می زنن...اونوقت ها حس می کنم که داره یه اتفاقات بدی میفته!

هنوز البته چیزی بهم نگفتن از آموزش یا از جای دیگه... 

ولی می دونم که به یه استاد خیلی با سابقه و خیلی خوب یه چیزایی گفتن که کلی بهش برخورده...منتظرم که یکی بیاد سراغم این روزا! منتظرم...

هیچ جا بدون مافیا نیست!

فکر نکنم به این راحتی از رو برم! چیزی که زیاده دانشگاه نیاز مند به استاد ، این ترم نشد ترم بعد! اونم این درسایی که من دارم که اکثر استادا به خاطر سنگینی کاردرس ها راضی به تدریسشون نیستن! اینجا نشد یه جای دیگه!

بالاخره باید یه کاری کرد تا دانشگاه برای دوستای کوچیکم چیزی نباشه که برای من بود...


راستی: ببار ای بارون (برف) ببار! 

                                               ببار ای بارون ببار
                                               با دلُم گریه کن، خون ببار 
                                               در شبای تیره چون زلف یار
                                               بهر لیلی چو مجنون ببار ....ای بارون!


تاریخ ارسال: جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 ساعت 01:39 ب.ظ | نویسنده: مومو | چاپ مطلب
نظرات (32)
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 02:16 ب.ظ
امیر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یکی از اشکالات ما اینه که هیچ وقت نمی خوایم به حق و با قابلیت های مثبیمون پیشرفت کنیم و بالا بربم...
همیشه دنبال پله کردن دیگرون و زیر آبه همو زدنیم...
اینجا بارون بارید
خوش به حالتون برف دیدید.....
پاسخ:
نمی خوایم کسیو پله کنیم!
حالا ما پله بشیم کسی بره بالا چه عیبی داره؟
اشکال اینجاست که می خوایم همه عین هم باشیم!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 02:21 ب.ظ
امیر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی استاد این ربطش با مربا چی بود؟
در ضمن برای ما قدیمی تریا!!!! این بود:
دعوا دعوا یر یه کیلو مرباااا....
پاسخ:
مرباست دیگه!
لابد هس که اینقدر سنگین تموم می شه براشون!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 02:23 ب.ظ
جزیره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه شما نباید کم بیاری.شما نباید کوتاه بیای
استاد با طرز فکر شما کم پیدا میشه.باور کن دانشجوها به امثال شما نیاز دارن.اینو به عنوان یه دانشجوی معماری میگم که کاملا از خوندن اون تیکه صحبتت با اون یکی همکارت لذت برد و یه لحظه حس کرد چقدر خوب میشد اه یه استاد اینجوری میداشت.
البت من استادام خوبن.ادم میتونه باهاشون راحت باشه ولی هیچوقت حس نکردم که ای حرفی رو که شما زدی بگن


امیدوارم برقرار بمونی استاد مومو
پاسخ:
چشــــم!
کم نمیاریم!
نترس!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 02:36 ب.ظ
رها بانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلاااااااااااام استاد

به راستی که انم استاد برازنده ی شماست ...
نمیدونید چقدر حس خوبی بهم داد خوندن این پستتون . خوشحالم ، خیلی خوشحالم که استادهایی پیدا میشن که قلبشون برای دانشجوهاشون می تپه ... که به فکر ارتقای کیفیتن و نه ارتقای کمیت حقوق سر ماهشون ... عاشقتونم چون عاشق شاگرهاتون هستید ، چون عاشقانه تدریس می کنید ، چون شاگردهاتون رو "دوستای کوچیکم" خطاب می کنید ...
مهم بهترین بودنه ... مهم اینه که وجدان انسان آسوده باشه ... مهم اینهاست ! وگره به قول خودتون چیزی که زیاده دانشگاه ... مطمئناً شما جایگاه خودتون رو دارید ... حتی اگه پیش هیئت علمی دانشگاه هم به فرض محال این جایگاه رو نداشته باشید ، صد در صد توی قلب دانشجوهاتون جایگاهتون به مراتب بالاتر از این حرفاست ...
براتون آرزوی بهترینها رو دارم استاد ...
پاسخ:
منم موافقم!
تازه اول راهم
وقت برای موفقیت هست!

مرسی
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 02:37 ب.ظ
رها بانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
انم یعنی نام ! حالا چه جوری اینجوری شد خودمم نمیدونم !
پاسخ:
من می دونم!

به خاطر عجله است!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 02:39 ب.ظ
رها بانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای چقدر اشتباه تایپی !

شاگرهاتون = شاگردهاتون

وگره = وگرنه

به بزرگی خودتون منو ببخشید ! عجله ای شد ...
پاسخ:
عیب نداره!
نمی گفتی نمی فهمیدم!
ساختار مغز آدما جوریه که اینجور چیزا رو اصلاح می کنه خوندنی!
دقیقا نمی دونم چجوری!
اما از مباحث روان شناسی ادراکه!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 02:58 ب.ظ
مهتاب
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اینجا جایی است که خوب بودن آدم ها رو از تعداد دشمناشون میشه فهمید...

اون همکارت راست گفته متاسفانه
پاسخ:
هر راستی و هر واقعیتی حقیقت نیست!
حقیقت چیزیه که نور توش باشه!
من در واقعیت نوری نمی بینم!
پس دنبال نور می گردم!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 03:30 ب.ظ
سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
متاسفانه همین طوره! همه جا مافیا هست...
حیفه که استادایی مث شما این طوری مجبور می شن برن...
اما باز خدا رو شکر که هنوز آدم هایی مث شما وجود دارند
دوستتون داریم..
پاسخ:
کی گفته می ریم؟
باز سبز میشیم یه جا دیگه!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 03:50 ب.ظ
بهار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هیچ جا بدون مافیا نیست!
پاسخ:
مزه اش به همینه!
هیجان تا حد مرگ...
ماموریت غیر ممکن!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 04:11 ب.ظ
پرند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همه جا آسمان همین رنگ است
و چه بسا در اثر شدت آلاینده‌ها بدرنگ تر است!!
پاسخ:
بارون داره میاد!
درست می شه!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 04:25 ب.ظ
گلبانو خاتون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
متاسفانه یا باید مثل بقیه شد یا سکوت کرد. هیچوقت نمیشه اون چیزی که دلت میخواد و میدونی به صلاحه رو اجرا کنی..
وای به حال منی که قراره آخر ادامه تحصیلم تدریس باشه...
پاسخ:
چرا وای
من و تو با هم
درستش می کنیم...
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 04:27 ب.ظ
گلبانو خاتون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی! یکی بود یکی نبود! ما یه مدیر گروه داشتیم که خیلی خوب بود! یعنی به معنای واقعی استاد بود و قانونمد و همه چی.. بعد چند وقت دیگه مدیر گروه نبود!!!
بیخود نیست میگن کار فرهنگی تو این مملکت جایی نداره!
پاسخ:
شهادت راه انبیا است!

نبی نیستم ها!
اما زور می زنم باشم!
زور می زنم معلم باشم!
معلم خوب
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 05:05 ب.ظ
کرگدن دل نازک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آبدیده خواهی شد....
پاسخ:
آره جانم!

تا این غوره مویز بشه حلوا دهن شیرین نمی کنه!!!!! چی گفتم!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 05:15 ب.ظ
azad
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام استاد
امیدوارم که به این زودی دلسرد نشید.ما به اساتیدی مثل شما نیازمندیم.اینو از ته دل میگم.
اگه شما بری اون یکی بره پس کی باید بمونه؟
هرچند سخته ولی از شما و اساتیدی مثل شما خواهش میکنم باز هم فدا کاری کنید و در حق ما لطف کنید و بمونید.

یه استاد فولاد داریم استاد که چه عرض کنم مثل شما پروفسور که بعضی ها دارن زیرآبش رو میزنن و ...
پاسخ:
چشم!

گاهی دانشجو ها هم از این کارا می کننا! زدن زیر آب استادا یکی از تخصص های بچه هاست ...
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 05:34 ب.ظ
نیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بله استاد جان ! این موارد زیاده ! همین خود من زمانی که دانشگاه MIT بودم ! قدرم رو ندونستند و زیر آبم رو به طور غیر اسلامی زدن !

سلام ! جدا از شوخی باید بگم که اوضاع دانشگاه ما هم همچین خوب نیست ! امیدوارم هرجا هستی موفق باشی و کسی جلوی پیشرفتت و بهتر شدن سطح علمی دانشجوهاتونو نگیره !
پاسخ:

باری کلا!
ام آی تی پارتی داری ما رم بفرست!
جدا از شوخی ...
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 06:12 ب.ظ
کاغذ کاهی(نازگل)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خب اینجا مملکتیه که روابط به جای ضوابط حاکمه !

تازه بدبختی اگه یه نیروی جوون و با سواد باشی حملت نمیکنن چون گند کار خودشون در میاد ...

امیدوارم هر جا درس میدی جایی باشه که قدرت رو بدونن
پاسخ:
نیازی به قدر دانی ندارم فعلا!
باور می کنی؟

حس می کنم وظیفه است!
شاید یه روز که پیر این کار شدم دوست داشته باشم قدرم رو بدونن! اگر بتونم به پیری برسم!!!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 06:28 ب.ظ
تو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اون کاری رو بکن که فک میکنی درسته..
بقیه اش به نظرم حله...
پاسخ:
چشــــــــــــم رفیق!
چشم!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 07:39 ب.ظ
کورش تمدن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
نبینیم ماراحت باشید
البته از پشت کارتون بسیار لذت بردم
ایشالله درست میشه
واسه کسی که کارش خوبه همیشه و همه جا کار هست
باید قدرتون رو بونند ولی اینجا زیر آب زنی بابه
واسه همینه که من همیشه از کار در محیط هایه دولتی متنفر بودم
پاسخ:
آره
درست می شه
ایمان دارم!
مطمئنم!
دور نیس اونروز
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 07:55 ب.ظ
میکائیل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چه جالب ...
یعنی اونجا هم ازین چیزا پیدا میشه ... من فکر میکردم فقط تو اداره خودمون مافیا بازی ....
اتفاقا بازی خوبیه .... زیاد غصه نخور ...
بهش میگن بازی چش درار ...

آسمون همه جا یه رنگه ...
بازونم که میاد اونورا .. پس خوشحال باشید دیگه ....
پاسخ:
نه داداش!
همه جا همینه!
خیلی هم خوبه!
ما که فعلا خوش به حالمونه!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 08:17 ب.ظ
سرو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دقیقا وضعیت را درک می کنم
پاسخ:
دقیق ِ دقیق؟

عب نداره!
خوب می شیم!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 08:34 ب.ظ
حمید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با این ترانه خیلی حال میکنم
پاسخ:
ممنون!
منم خیلی دوسش دارم!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 09:20 ب.ظ
آفاق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من دوست ندارم اینجوری باشه! همین چیزا باعث می شه دلم خیلی زیاد واسه بچگی تنگ بشه. چه ساده و خوش باور بودیم.
امیدوارم چیزای خوبی برات پیش بیاد.
پاسخ:
ان شالله!
آره چه روزایی بود..
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 10:04 ب.ظ
نیم وجبی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یعنی اگه منم یه روزی استاد دانشگاه بشم بعدش اینجوری میشه ؟‌آخه منو همه دوس دارن (ببین چقد پرروام )
پاسخ:
حتما!
شما رو که همه دوس دارن!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 10:33 ب.ظ
سیمین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
متأسفانه این یه حقیقته....
اینجا به هیچ نوع پیشرفت و نوآوری علمی بها نمی دن مخصوصن توی سیستم دولتی.بخاطر همینم خیلیا تو فکر رفتن هستن.قبول دارم که باید کاری کرد.یه مدت خودمم اینطوری فکر می کردم ولی الان میبینم هیچ نتیجه ای نداشت جز خسته کردن خودم.
پاسخ:
کار بی زحمت کار نیست عزیزم!
هیچ کس به راحتی راهی رو باز نکرده
همه جون کندن
سخت کار کردن
از ادیسون و انیشتین و گراهام بل بگیر تا...بیل گیتس و غیره!
ما می خوایم همه چیز ردیف باشه تا شاخ بشکنیم!
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 11:33 ب.ظ
دختری که حرفهایش را نمیخورد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اینجا ایرانهجاییکه مخالفن تا امسال تو پیشرفت کنن حسووودن..... میترسن ماها چیز بئونییییییییییییم
پاسخ:
فک کنم فهمیدم چی نوشتی!
اگه مباحث روان شناسی ادراک درست باشه نوشتی " اینجا ایرانه جائیکه مخالفن تا امثال تو پیشرفت کنن حسودن...می ترسن ماها چیز بدونیم؟ "
درسته؟
جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 11:59 ب.ظ
زویا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مومو جان چقدر خوشحالم چنین حس زیبایی نسبت به اطرافت داری . بانو دنیا پر از آدمهایی است که چاله و چاه سر راه هم میکنن تا خودخواهی و تنبلی اشون رو ارضاء کنن اما همیشه یکی مثل تو در این دنیا هست که با بالهای عشق میپره و اطرافش را روشن میکنه

پیروز باشی
پاسخ:
ممنونم!

چقدر خوب بود
بال عـــــــــــــــشق!
من بال عشق می خوام!
یه عالمه...
شنبه 18 دی‌ماه سال 1389 12:03 ق.ظ
عبدالکوروش
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پاشو بیا اهواز ترم بعد.
اینجا یه دنیای دیگه س.
پاسخ:
ممنون!
اینجا ولایت خومون برامون تره خورد نمی کنن!
اهواز که بماند!
تازه شما اونجا هستی می ری ما رو لو میدی...
می گی این یارو همون وبلاگ نویسه هس...
شنبه 18 دی‌ماه سال 1389 12:29 ق.ظ
م . ح . م . د
امتیاز: 0 0
لینک نظر
استاد کوشی ؟! بیا دعوت شدی به یک بازی
پاسخ:
چشم...
شنبه 18 دی‌ماه سال 1389 12:36 ق.ظ
امیر علماء
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ببار ای برف سنگین بر مزارم!
پاسخ:
جانم!!! خدا نکنه!
شنبه 18 دی‌ماه سال 1389 01:46 ب.ظ
قاصدک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ولی خدایی استاد یا معلم بودن(اونم از نوع با وجدانش) صبر ایوب میخواد به نظر من اونایی که استادن و به دیگران چیز یاد میدن اونم با علاقه واقعا قابل تقدیرن نگران زیراب زنی نباش برو جلو من هواتو دارم.
یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389 10:57 ق.ظ
Ahura
امتیاز: 0 0
لینک نظر
Bezaneshun :d
پاسخ:
باشه :دی
چهارشنبه 29 دی‌ماه سال 1389 12:06 ق.ظ
بهداد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی نابغه ای
لطفا یک مطلب طنز هم برای من بنویس؟؟؟
میدونم وب من کلاس نداره
بخصوص در برابر وب زیباو پراز نکات زیبای تو اما دلم میخواد از تو هم یک یادگاری داشته باشم
لطفا به منم سر بزن؟
پاسخ:
کلن نفهمیدم چی گفتی!
اسپم بودی؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد