X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مومو

رستم خودمونو که میشناسین؟

رستم خودمونو که میشناسین؟

همونی که از هفت خوان گذشت و دیو سپید طفلکی رو به درک واصل کرد و از کله اش برا خودش کلاه خود ساخت! همونی که اسبش رخش بود و آخر عمرش گول برادر ناتوی خودش رو خورد و افتاد تو چاه شغاد و با نا مردی از شاهنامه و داستاناش بیرون اومد!


امشب ، که باز از شدت کار و بیکاری و خستگی ، بی خوابی زده بود به سرم ، کلی فکرای باربط و بی ربط مطابق عادت معهود ! هجوم آوردن به سلول های خاکستری کله ام! همین جوری که کم کم داشتم غرق می شدم توی فکرای جور وا جور ...یهو یه نکته ی جالبی لابلای فکرام توجهم رو به خودش جلب کرد و منو وادار کرد روش دقیقتر بشم! حالا اون نکته چی بود؟ الان می گم!


نکته هه این بود ...که این رستم خان شاهنامه ، برا چی این همه معروف و محبوبه! مگه نه اینکه جگر گوشه اش رو کشت و همش هم گول همه رو می خورد وخدمت پادشاهان ظالم و کم عقل زمان خودش رو می کرد؟ مگه نه اینکه اسفندیار بنده خدا رم یه جورایی با نا مردی کشتش...  مگه نه اینکه یه شب رفت توران و دسته گل به آب داد و برگشت؟  دیگه یواش یواش مغزم داشت دچار تورم مضمن می شد و هر چی فکر می کردم کمتر به نتیجه می رسیدم که یه دفعه.... فهمیدم!!!!


فهمیدم دلیل محبوبیت رستم چی بوده! این کشف هم با اینکه مال منه و تمام حقوق مادی و معنویش متعلق به شخص شخیص بنده است ... ولی چون شما از خودمونین بهتون می گم! بین خودمون باشه فقط...


القصه ...ماجرای محبوبیت رستم جان از اونجا شروع می شه که ... جناب رستم خان بعد از اون یه شبی که تو توران ، تهمینه جون رو باردار می کنن و برمی گردن ایران دیگه تا پایان عمرشون خدمت پادشاهان می کنن و هرگز و به هیچ شکلی از اشکال ممکن با زن دیگه ای نه عقد دایم می کنن ...نه موقت ! و نه حتی فکر انجام چنین کارایی به سرشون می زنه!


وقتی به این قسمت از داستان رستم فکر کنید بدون شک شما هم مثل من ... نا خود آگاه اشک تو چشماتون جمع می شه و به این همه مردونگی احسنت و آفرین می گین!  خداییش مرد بود ، نبود؟ ... حتی اگه هفت خوان و دیو سپید و جنگ با سهراب و نامردی شغادم نبود ... همین یه داستان کافی بود تا رستم پهلوون پهلوونا بشه!


***

بنده هر گونه ارتباط بین ساعت نوشته شدن این پست و  سلامت قدرت تفکر واستدلال خودم رو به شدت تکذیب می کنم!




راستی ...دوستان بلاگفایی!چرا این کد امنیتی تون نمیاد من براتون سی ام  بذارم؟

نظراتم همه باد کردن رو دستم راه گلومو بستن! دیگه شما به بزرگی خودتون ببخشین! فعلا یه مومو ی واقعی شدم بی سر و صدا مجبورم بخونمتون!



تاریخ ارسال: چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 03:16 ق.ظ | نویسنده: مومو | چاپ مطلب
نظرات (14)
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 07:30 ق.ظ
کورش تمدن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
مطمئنی حالتون خوبه استاد؟
من که فکر میکنم بین ساعت پست و این نظریه رابطه خیلی خیلی مستقیمی هست
خداییش خسته نباشی با این تئوری
شبه کمتر بخور که راحت تر بخوابی
پاسخ:
علیک سلام مهندس!
لقمه ای رو که بنده گرفتم شما قورتش می دی مهندس؟
خوبه خودم بهانه رو دادم دستتونا!
خداییش کارم درست نیست؟
اتفاقا شاید از گرسنگی بوده این تئوری! پولمون کجا بود تو این وانفسای بازار نون بخریم بریزیم تو این خندق بلا! آدم سیر می شینه لا دندوناشو با خلال دندون پاک می کنه! نمی شینه که فکرای عجق وجق کنه!
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 07:42 ق.ظ
بهبود
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کورش جان خیلی با مزه ای


..درونم نهفته شده و سکوتم گویاترین پاسخ به اوست...
پاسخ:
سلامن علیکم!
البته در طنازی جناب تمدن شکی نیست!
ایشون شهره ی خاص و عامن!
اما من نفهمیدم الان...این "او" که شما پاسخش رو با سکوت می دین "بنده" ام احتمالا؟
یعنی شما می گین رستم عقد موقت یا دایم داشته تو زندگیش؟
سندی هم دارین برای اثبات این مدعا؟
اگه اینجوری باشه که باید برم دوباره فک کنم ببینم چرا این همه محبوبه رستم!
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 09:11 ق.ظ
کوشالشاهی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوب رستم رو رستم نکنیم پس کی رو رستم بکنیم.
بقیه قهرمان - اسطوره های شاهنامه ام همین جوری بودنا. البت اگه اشتباه نکنم
پاسخ:
همون رستم رو رستم کنین خوبه!

بقیه قهرمان - اسطوره های شاهنامه هم تک همسر بودن ....بله! ولی همسراشون باهاشون زندگی می کردن! نه مثل همسر رستم ... همسر یک شبه باشن برای تمام عمر! البته اگه اشتباه نکنم.
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 11:24 ق.ظ
پیشی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دمِ تو و فکرت و ساعت استفاده از اون چیزی که ظاهرا اسمش فکره و رستم داستانت و این عشق مزخرف رستم و تهمینه و از همین دست چیزا.... واقعا گرم مومو جان!!!!!!!

تو کلّ شاهنامه، همیشه قهرماناش یه جایی تو زندگیشون مظلوم واقع شدن، این زجر عظیم همسر یک شبه بودن هم افتاد گردن رستم!!! آخییییییییییی!!!
ولی خداییش تصور کن فردوسی تو قرن بیست و یک قرار بود شاهنامه رو بنویسه.. چه سوژه خنده ای می شد کتابش!!!
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 11:26 ق.ظ
زویا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با اینکه از رشادت های رستم خیلی داد سخن سر داده میشه و همه اونو پهلوان می دونند ... من بخاطر تمام حقه هایی که سرهم کرد و سهراب و اسفندیار را کشت ، ازش خوشم نمیاد

میخواد تک همسر یک شبه باشه یا نباشه و تاآخر عمر ازدواج بکنه یا نکنه . نامردی که شاخ و دم نداره
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 12:43 ب.ظ
گل گیسو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
راست میگینا چرا به ذهن من نرسیده بود
وفاداری به این میگنااااا!
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 05:19 ب.ظ
مومو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مومو

تا اونجا که بنده از شجره نامه چه سهراب پهلوان اطلاع دارم :
مادر جان ایشون تک پسر بودن نه تک فرزند .(شوخی)

و از آنجا که این داستان به قبل از اسلام برمیگردد

با استنادبه شاه جنگ ایرانیان در یونان و چالدران می توان گفت که درایران باستان تک همسری رایج بوده البته چاپ نخستین را مطالعه بفرمایید که به تک همسری
خشایار شاه هم اشاره میکند

چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 05:23 ب.ظ
حورالعین اوجاقی(مامان) نه مومو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بدون تعارف در متون قدیمی تاریخ های ایران همیشه تک همسری بوده عیر از مواردی خاص .
پاسخ:
مامان!
من به تک همسریش کار ندارم که!


به دل گنده ی رستم کار دارم که فقط یه شب همسرش رو دید و بعدش هیچی تا پایان عمر!
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 05:40 ب.ظ
دختری که حرفهایش را نمیخورد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میگم مومو جونم خوبه تو بیدار بمونی و این رازای تاریخی رو هی کشف کنی
پنج‌شنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1390 01:47 ق.ظ
امیر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بله
شایدم اون شب به رازی پی برده که باعث شده کلا از هر چی زنه دوری کنه...
بازم در اون صورت هم کلی مرد بوده
خدا بیامرزدش
اونی هم که گندش کرد بیامرزه
استاد میگم شبا چی میزنی انقده بنیه داری واسه تفکرات ثقیل؟؟؟
بزم دمه شما گرم
یا علی
پنج‌شنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1390 12:30 ب.ظ
رها بانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام استاد
ای کاش تمام مردان سرزمینم رستم بودند!
شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1390 03:50 ب.ظ
دختری که حرفهایش را نمیخورد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به روزم بیا پیشم......[گل]
شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1390 09:42 ب.ظ
پری کاتب
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام الی جان
درکت می کنم اساسی
کنکور پی اچ دی چی شد؟
شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1390 10:02 ب.ظ
سبک سر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عجب کشفی...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد