X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مومو

ظ

یکی بود یکی نبود! 

روظی روظگاری یه مومو به شدت نیاظمند کتاب جمهوریت افلاطون بود! 

حوصله هم نداشت بشینه کتاب رو به ظبان اجانب بخونه! 

کتابخونه رفتن هم فعلا تو برنامه اش نبود ...  

و پول ظیادی هم نداشت بره کتاب رو بخره! 

بنابر این تصمیم گرفت تو وبلاگش یه اطلاعیه بنویسه و اظ دوستای گلش بخواد که اگه کسی پی.دی.اف این کتاب رو داره عنایت کنه و یه نسخه اش رو براش ای میل کنه!  

باور بفرمایید صواب داره... 

 

اگه همه ظ های دنیا ظ بودن اصلا قشنگ نبود! 

خدایا اظت ممنونم که سه چهار نوع ظ آفریدی!

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:46 ب.ظ | نویسنده: مومو | چاپ مطلب
نظرات (16)
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 02:48 ب.ظ
پارسدخت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اول !!!
زنبیلمو گذاشتم حالا برم پستو بخونم
پاسخ:
آورین ... آورین!
موتور جت داشتی عظیظم؟ نیم ثانیه هم نشده پستیدم!
نظر دیگه ای هم که نداشتی انگار!
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 03:39 ب.ظ
پارسدخت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مومو جووووووون
ما بعد از خوندن پست شما از اونجایی که به تو مومو بانوی عسل علاقه وافری داریم حس همکاری و تعاونمون گل کرد رفتیم تو اینترنت یه چرخی زدیم دیدیم بابا پی دی افش که نایابه خودشم خدا تومنه خلاصه کلی گشتم ولی شرمنده چیزی پیدا نکردم
تنها چیزی که پیدا کردم و فک کردم شاید به دردت بخوره این لینک بود که از یه جایی به بعد عمو ترفیلی کارشو ساخته باید با ترفیلی شکن بازش کنی

http://tarikhema.ir/philosophy/article-264/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%B7%D9%88%D9%86/
پاسخ:
ای جوووووونم پارسدخت!
قربونت برم!
منم کلی گشتم همه جا دنبالش! نبوووود که نبووووود!
مرسی بابت این همه زحمت
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 04:19 ب.ظ
تیراژه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر جان
اول میشه بگین این کتاب عجیب و غریب رو به چه دلیل میخواین مطالعه فرمایید؟
میبینم که هنوز مطالعه نکرده اثرات سو خودشو رو ظ های 4گانه ی شما گذاشته!!
ولی خیلی جالب بود پستتون
پاسخ:
علیک سلام!
والا جناب افلاطون در باره آرمان شهر عرایضی فرمودن اونجا که باید تو پایان نامه ام بهشون ارجاع بدم! یه جورایی مبانی نظری طرحم می شه!
دیگه همین خوندن خلاصه هاشم موثره! دم افی.!!!! گرم!
قربون شما
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 04:33 ب.ظ
کورش تمدن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
استاد ما چی شده؟کلا از دست رفته
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 09:52 ب.ظ
هاله بانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
اگه فایلش رو داشتم هم نمی دادم
چیه؟؟؟؟؟ نه که خیلی خوش قول تشریف دارید ......!!!!
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 09:52 ب.ظ
هاله بانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 10:58 ب.ظ
مهین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام من کتابش رو دارم اگر دوست داشتید میارم میدم به مامان.
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 11:51 ب.ظ
آخرین فرصت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بنام ک به کام افلاطون
سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 11:52 ب.ظ
آخرین فرصت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منطور از ک همون ظ بود که نمیدونم چرا اشتباهی تایپ شد و هیچ ربطی هم نداشت
چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390 12:34 ق.ظ
وانیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منم الان فهمیدم این چیزه کوچیک و کم دیدم اما الان منم میگم چه خوب که 4تا ظ داریم
چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390 09:06 ق.ظ
کیانا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
من ندارم ولی بهتم نمیدم چون خسیسی دکتر جان ...هی من اول میشم بعد یه قهوه مهمونم نمیکنی


خداییش این ظ چقد زشته هااااااااااااااااااااااااا
چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390 10:48 ق.ظ
استوا خاتون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خب ولی به نزر من اگه همه ز ها اینتوری بود که همه ت ها بود خیلی هم زندگی لزت بخش بود!
چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390 01:20 ب.ظ
جزیره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
به یکی از اساتید دکتر کتابخوانمان میل زدیم الان.
قبلن ها اکتیو بود و زود جواب میداد. اگر داشت برایتان میفرستیم


ببینم گیر آوردین یا نه هنوز؟
چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390 02:39 ب.ظ
کوشالشاهی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مطمئنی خدا ظ ها رو آفریده؟
چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390 05:37 ب.ظ
بهنام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلاااااااام
مهین خانوم دارن میارن میدن به مامانتون!!!
پنج‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1390 03:11 ق.ظ
آتما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ممنون مومو!
از چی؟ از نظری که نوشتی!
اما خوب رسمه که وبلاگ یکی رو که نظر نوشته تو وبلاگت بخونی، البته نه به خاطر مرسوم بودنش که به خاطر اینکه موجب جلای روح و صفای دل و فراخ بال و فرح ذات و از این جور چیزا میشه خوندم. از کجا تا کجا، اول نظرای همینجا رو خوندم، بعد فهمیدم دکتر خواهی شد، بعد دیدم چشم بسته غیب گفتن کار سختیه رفتم از اولا یه چند تا مطلب خوندم که سنگین بود واسه کشف حقایق، برگشتم از صفحه ی قبلی، از وسطاش پست مورد نظر رو پیدا کردم و از اون به این طرف رو خوندم، کلی داشت خوش می گذشت که با رسیدن به پست اولیه حالم گرفته شد، چرا؟ چون داشتم دنبال سوتی ها میگشتم که یه خورده بخندیم دیدم که فعلا ننوشتی. احتمالا آخرین باری نیست که وبلاگت رو خوندم.
راستی همیشه اینقدرا پر حرف نیستم ها نوشتی گوشی برای شنیدن نه ببخشید گوشهایی برای شنیدن که دیگه پر حرفیم گل کرد. راستی تا یادم نرفته بگم این رشته ی تحصیلیتو هم بگو، خسته شدم بس که گشتم.
فعلا همینا
موفق باشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد