X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مومو

هفته بیست و شش

سلام!

هفته ی بیست و شش بادرای شروع شد!

هر چقدر تا الان راحت بودم و مشکل زیاد و خاصی نبود تو این هفته یهو همه چی شروع شد!

از اول هفته صورتم به شدت می سوزه و به اندازه دو تا لیکه قد 5 ریالی قدیمی که دیگه وجود نداره قرمز شده! جناب دکتر فرمودن از عوارض بارداریه و با نولد نی نی از بین می ره! و فقط یه کرم ضد التهاب و قرمزی تجویز کردن و گفتن هیچ چیز دیگه هم لازم نیست حتی صابون! تازه این کرم رو هم فقط به جاهایی که قرمز شده باید بزنم! گفت اگه همه جای صورتت بود این رو هم تجویز نمی کردم چون ممکنه از پوست جذب بشه و به جناب العظما نی نی والا مقام  برسه!

از دیشبم فک کنم که ایشون ( نی نی جان) معده بنده رو با توپ عوضی کرفتن و هی لگد می زنن بهش! در نتیجه همش احساس سوزس تو مری می کنم و معده ام حتی یک ثانیه هم آرامش نداره!

آخرین سونوگراف مربوط به جدود 10 روز پیش بود که ایشون 755 گرم بودن و مطابق معمول در حال شیطنت! طوری که صدای پزشک سونوگرافیست در اومد و گفت اصلا فرصت نمی ده کارمو کنم بس که شیطونه! 

چند وقتیه که حرکاتش کاملا از روی شکم دیده می شه و می شه حدس زد سرش کجاست و پاش کجاست! 

معمولا این هفته های بارداری باید آزمایش قند بدم. اما چون تو خونه دستگاه اندازه گیری قند داریم و منم تقریبا همیشه کم و بیش چک می کنم فعلا نرفتم آزمایشگاه ... وقتی اسم دکتر میاد خود بخود ضربان قلبم می ره بالا و استرس می گیرم! اصلا نمی دونم چرا اینجوری شده... نا خود آگاه و کاملا غیر قابل کنترل! حتی امروز که رفته بودم پیش متخصص پوست بازم استرس گرفته بودم! انگار تو جلسه امتحان نشستم و الانه که ورقه رو بذارن جلوم!!!!!!! خلاصه هیچ از این حالت خوشم نمیاد.

فعلا که قند ناشتا بر اساس اندازه گیری تو خونه معمولا 85 - 90 و یک ساعت بعد از صبحانه ی شامل عسل و حتی چای شیرین 107-115 بوده! فکر کنم محدوده ی طبیعیه و همین دلم رو قرص می کنه.


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 30 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:07 ب.ظ | نویسنده: مومو | چاپ مطلب
نظرات (6)
چهارشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1391 01:44 ق.ظ
کاتیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر

بانوووو

آهسته آهسته داری به ماجراهای شجاعانه اش نزدیک میشی..

یک روز خاطره هاشو برای نی نی تعریف میکنی و نی نی دست میندازه گردنت و گونه هاتو خیس می بوسه...

:-)

مواظب خودت باش نازنین...
جمعه 2 تیر‌ماه سال 1391 08:56 ب.ظ
دل آرام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یعنی دیگه داری به آخراش نزدیک میشی ؟
ایشالا به خوبی بگذره این روزها . چقدر خوب که قندت تحت کنترلته
شنبه 3 تیر‌ماه سال 1391 01:44 ق.ظ
حمید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هفته بیست و شش؟
همه ش چند هفته س؟
نه ماه ضربدر 4 هفته میشه سی و شش!
سی و شش منهای بیست و شش میشه ده!
یعنی تو ده هفته دیگه یا بعبارتی دو ماه و نیم دیگه از "مومو"تبدیل به "مامو" میشی؟!
خدا رو شکر که توی تقویم یک مرد از این هفته ها وجود نداره و گرنه من تو همون هفته هفده هیجدهم اش تموم می کردم!
من که یک ماهی میشه دایی شدم با این کوچولوی تازه وارد خواب و خمار ندارم بسکه تا صبح گریه می کنه ولی باز سیرینه و همه دوستش داریم...
مراقب خودت باش رفیق.
امیدوارم هم خودت و هم کوچولوت سالم و سلامت چشمتون تو چشم هم بیفته.
یکشنبه 4 تیر‌ماه سال 1391 07:06 ب.ظ
eli
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عزیزم مبارکه.

مومو.... یه سوالی ازت دارم.....

یه سری گفتی تو یه کافی شاپ یه نفر هست که فال میگیره میتونی اسم و آدرسشو بهم بدی؟

این کامنت خصوصیه مرسی
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1391 02:56 ب.ظ
تلاش
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم دقیقا همینه یهویی اون آخرا همه چی قاطی میشه قندت خدا رو شکر خوبه ایشالا تا تهش خوب پیش بری ..
خوبی؟
خریدات و شروع کردی؟
یکشنبه 11 تیر‌ماه سال 1391 11:46 ب.ظ
فروغ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چه جالب تا حالا از یک خانوم باردار پست نخوندم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد