ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دانشجوی خوبی است! همیشه رنگی ...اصلا مداد رنگی هایش را از خودش دور نمی کند ... حتما کلی پول داده این همه ماژیک گرفته ..از هر چیزی که حرفش را می زنم در کلاس حتما یک بار امتحان می کند و نظرش را می گوید . اینقر قشنگ سبز و سرخ را کنار هم می گذارد آدم یاد اول پاییز می افتد...
خوب رنگ ها را می شناسد.
معماری می خواند! شاید روزی برود طراح داخلی بشود تا با آن همه رنگ معجزه کند...
میپرسم : حسین این برچسب ها را برای چه زده ای روی مداد ها و ماژیک هایت؟
.
.
. از جوابش دلم می لرزد!
ما کور رنگیم استاد! ....
به همین سادگی! عدالتت را شکر خدایا.
سلام جالب بود
واقعا...همین دیدن رنگ ها عجب نعمتیست!
فکر کنم اگر در دنیای سیاه سفید بودم عمرم کوتاه تر بود
سلام در این جور مواقع یک چیز می توان گفت: خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری...
واقعا هم بهش رسیدم... آدم هایی که کورند و از من بیشتر و بهتر نقاشی می کنند و می نویسند... آدم هایی که نا شنوا هستند و بهترین موسیقی ها رو میسازند... فکر کنم کر و لال و کور ماهاییم که همه چیز داریم..
در ضمن ممنون که به من سر زدید.
خداوند عجیب ظریف و حکیم است!
جالبه که خیلی وقتها نداشتن یک چیز میشه موهبت!
و داشتن خیلی چیز ها مایه ی ذلت!
شاید هم کور رنگی برایش آرامش داشته باشد...
فقط کمی...
من که هیچ دلم نمی خواست با ندیدن رنگ ها به آرامش برسم!
چقدر قشنگ نوشته بودی
منم آپیدم
قبلی من بودم
بسی خوشم اومدش از این پست


خیلی بهم چسبید
ظریف ولطیف
.................
الان به وبلاگ خودم یه سری زدم
چی بگم والا
فقط برگشتم یه نیم نگاه به پشت سرم انداختم(۱ ساعت بعد)قیافه یارو رو دیدم..
عججججججججججب!
عجب به جمالتون غریبه جان!
شاید مسخرت کرده خره!