X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مومو

پرنده نیستم!

حتی پرنده هم نیستم!  پروانه هستم .... ظریف و شکننده ...در هزار تویی از الماس اما سیاه !

با قلبی که گم شده است جایی در راههای یک طرفه ی این هزار تو و من با تاب و تب در پِیش می گردم... همه ی دست ها و پاهایم کرک داد انگار و به هر جا می خورم تکه ای بر می دارم برای خودم و رد پای همه ی ورود ممنوع ها می ماند روی من ! 

سنگین می شوم  و زمین مرا می گیرد ... فرو می روم در همه ی سفتی زیر پاهایم و سنگ می شوم... 

حتی پروانه هم نیستم! تکه سنگی هستم سخت شده ...در بند الماس های سیاه قفسی که هزار توست و چشم دوخته ام به آسمان تا دست های تو شاید ببارد بر من... شاید کبود شوم و کور سویی باشد که هنوز خون در من و رگ هایم می جوشد!!



 *********

راستی : امید حتی اگر عبث باشد باز امید است!


راستی : حتی 10 هم ندادم! نمره ها از 11 شروع می شه! مطمئنم کلی تلفن خواهم داشت که استاد نمره بده! بشر سیر مونی نداره!!!! حالا همه ی بچه ها می گن استاد این همه بیست دادی چرا به ما (بیست) ندادی!


راستی : بدجوری هوایم بارانیست!  هوا هم البته بارانیست!  اما هیچ ابری به اندازه ی خالی بودن جایت باران زا نیست...

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 10:09 ب.ظ | نویسنده: مومو | چاپ مطلب
نظرات (18)
پنج‌شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1389 11:25 ب.ظ
امیر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هیچ چیز نمی خوام بهش اضافه کنم...
چون هیچ چیز کم نداره...
دلمان تنگ شده بود برایت استاد...
هرچقدر شما خوبی بقیه استادا بی معرفتو نامردن...
هوای بارونیتو عشقه...
امیدوارم بازم خنده به زندگیت برگرده...
پاسخ:
ممنون
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 12:20 ق.ظ
م . ح . م . د
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ایول عمه جان خودمون ... کاش استاد ما بودی ها
پاسخ:
به شما که حتما بیست می دادم!
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 12:32 ق.ظ
پرند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با "راستی" اول موافق نیستم...
"امید" اگر نباشه بهتر از اینه که عبث و واهی باشه!
به قول یکی از دوستان "امید معوق مایه‌ی رنج است"
پاسخ:
شاید هم!
گرفتار همین شاید ها هستم این روز ها...
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 12:56 ق.ظ
کورش تمدن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
باهاتون کاملا موافقم که هرچقدر نمره بدی باز جماعت دانشجو طلب بیشتر میکنه
امید همه جوره خوبه فقط نباید آدم رو فریب بده
نبینیم دل استاد بارانی باشید
پاسخ:
فعلا که بارانیست!
اولین تماس ها رو هم داشتم از دانشجو ها!
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 01:25 ق.ظ
آتوسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من فعلا امیدی واسم نمونده
پاسخ:
شما چرا؟
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 02:04 ق.ظ
کرگدن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
استاد شما هم مث ما کللن چن وختیه که روو مود نیستید ها ... دعا می کنیم که همگی حالمان به شود ... به هم نشد گلابی ای انجیری چیزی !
پاسخ:
بله!
نیستم!
نه روی مود نه زیرش!
کلللن موود روشو از ما برگردونده!
انشالله استاد!
متاسفانه از هیچ کدوم از این میوه ها خوشم هم نمیاد لا اقل دلم خوش باشه!
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 02:04 ق.ظ
مارکوپلو دم کشیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من هنوز منتظر اون پستت هستما
فکر نکنی یادم میره
پاسخ:
فراموش کردن نعمت بزرگیه!
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 08:37 ق.ظ
زمزمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
صبر وامید ۲واژه عجیب!!!!!!
من معلمم(ورزش) ولی منم دلم نمیاد کم بدم ُفقط دلم برای عمری که تو مدارس بیخود تلف میشه میسوزه
به نظرم سنگ نیستید بلکه درون پیله اید شاد باشی خانومی
پاسخ:
پیله نیست!
بزرگتر از این حرف هاست این سردر گمی که پیله باشد!
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 10:07 ق.ظ
خاتون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
استاد مومو؟
سنگین بود!
پاسخ:
سنگ بود یا سنگین!
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 03:15 ب.ظ
سمیرا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وااااااااااااااای!‌چند وختی میشه وبلاگتونو میخونماز رو آمارگیر ردمو گرفتین ؟حالا جالبش اینجاس که به قصد نظردادن تو وبلاگتون کانکت شدم و کامنتتونو دیدم! خیلیییییییییی خوشالیدم!‌ یعنی خیلی باحال شد!‌راستش نوشته هات خیلی به دلم میچسبه!‌یه جورایی دلمو تکون میده ... و دلیل دیگه اش هم اینکه معماری دوس دارم ولی رشته ام تجربیه!‌کلی داغونم رو این موضوع نمدونم چیکا کنم!‌قاطی کردم و نمتونم تصمیم بگیرم!‌حالا بیخیاله دردودل خیلی ممنوووونم اومدین!‌خوشال میشم بعضی وقتا نظربدین
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 03:18 ب.ظ
سمیرا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی!تاحالا کسی بهم نگفته بود میفهممت!‌یعنی گفتن ولی نفهمیدن!‌ یعنی کلا کسی نفهمیده تم!‌شاید آرومم کنه فهمیده شدن!‌ براهمین هیچ وقت آروم نبودم!‌
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 04:11 ب.ظ
سرو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
امید عبث مخرب استو تجربه ی بدی در این زمینه دارم.
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 05:36 ب.ظ
بهروز(مخاطب خاموش)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
۲۰؟
بیست برا خداست!
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 10:59 ب.ظ
عبدالکوروش
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این زندان یلورین روزی درهم خواهد شکست و رهایی یا پر و بال نرم و لطیف خود را سر و رویت را نوازش خواهد کرد...
اندکی صبر، سحر نزدیک است...
جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 11:42 ب.ظ
مبهوت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این نیز بگذرد استاد خانوم جان.
شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1389 03:02 ق.ظ
هیس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
از استادها میترسم از آن هایی که ریاضی شان ضعیف است
نمره های زیر ۱۰ و حالا ۱۲ بدجور دلشکنند
سلام
شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1389 11:54 ق.ظ
زویا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
استاد بانو دستت درد نکنه . امیدوارم دانشجوهات خیلی چیزها یاد گرفته باشند.

این زمزمه ای که نوشتی خیلی دلنشین بود اما غم انگیز. امیدوارم هوای بارونی دلت با زیباترین لبخند خورشید آفتابی بشه
شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1389 04:07 ب.ظ
شازده کوچولو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خورشید بفرستم؟!

شاد باشی دوستی. این ابرها رو کمی فوت کن خورشید خودش درمیاد
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد